نکاتی پیرامون وضعیّت کنونی و سیر تحول جنبش مردمی در ایران

جنبشی که نُطفه‌اش در فضای نسبتاً بازی بسته شد که رژیم حاکم از اوایل خرداد ۱۳۸۸ – ظاهراً برای گرم کردن تنور انتخابات ریاست جمهوری به‌وجود آورده بود – در این مدت، راهی طولانی را طی کرده است، ولی هنوز داغ شرایطی را که در آن زاده شده، بر پیشانی دارد. [ادامه مطلب...]

نگاه ندا

وقتی در سرکوبهای پس از انتخابات در ایران فیلم صحنه‌ جان باختن ندا از طریق اینترنت به خارج از ایران ارسال شد، افکار عمومی در سراسر جهان با بهت و ناباوری متوجه ایران شد. البته خبر انتخابات ایران پیش از آن تیتر اول بسیاری از روزنامه‌ها را به خود اختصاص داده بود ولی افکار عمومی معمولاً به انتخابات در اینگونه کشورها با بی‌اعتنائی برخورد میکند. در این انتخابات‌ها معمولاً کسی منتظر اتفاق غیرمنتظره‌ای نیست. [ادامه مطلب...]

گفتگو با بیژن هیرمن‌پور

س – خیلی خوب، آقا به سبک جمهوری اسلامی میگیم بسم الله الرحمن الرحیم ب – خوبه دیگه، اینکه میگین شماها که تو ایران نیستین این چیزارو نمی‌فهمین. ما این رو هم نمی‌فهمیم. اصلاً یادمونم نمیاد. نه! اونکه شوخیه، واقعیتش اینه که دارم شوخی میکنم. دارم با این مقدمه درواقع فکر میکنم از کجا شروع کنم. والله راستش فکر میکنم قبل از اینکه حالا بعنوان مقدمه، بعنوان شروع، دستگرمی، هر جور میخواهیم شروع کنیم، از اینجا شروع کنیم. [ادامه مطلب...]

عدالت، حقوق و مذهب: نمونه ایران

با توجه به متن قانون اساسی و سایر قوانین و مقرّرات جمهوری اسلامی میتوان گفت که این نامِ متناقض برازندۀ این نظام حقوقی است. در این متون میتوان هم آثاری از یک نظام جمهوری مبتنی بر آراء عمومی یافت و هم نشانه هائی محکم از یک نظام حقوقی اسلامی که همۀ قدرتها را در دست قدرتی که منشأیی الهی برای خود میشناسد، متمرکز مینماید و ولایت خود را بر مردم اعمال میکند. [ادامه مطلب...]

یاد منیژه را هم گرامی بداریم

دورترین خاطرۀ من از او به شب عروسی‌اش می‌رسد. حتی آن شب هم او را در هیچ صحنه‌ای به‌خاطر نمی‌آورم. برای من هم مثل بقیۀ مردم «مُبارکه»، در آن شب، «دختر بختیار» را می‌دادند به «پسر میرزا رضا دانش». برجسته‌ترین صحنه‌های آن شب شوخی‌های مستانۀ آقاتقی، معلم کلاس سوّم، با رقاصۀ دستۀ مطرب‌های اصفهانی و عربده‌کشیِ یکی از افراد خانوادۀ عروس بود. پدر عروس در مراسم شرکت نداشت. [ادامه مطلب...]

یادآوری‌هایی در حاشیۀ گفت‌وگو پیرامونِ تاریخِ اجتماعیِ ایران — نقدی بر نظراتِ علی میرفطروس*

وقتی در سرکوبهای پس از انتخابات در ایران فیلم صحنه‌ جان باختن ندا از طرییادداشت‌های زیر زمانی نوشته شد که کتابِ «دیدگاه‌ها، گفت‌وگو با علی میرفطروس…» تازه منتشر شده بود. همچنان که خوانندگان ملاحظه خواهند کرد، در این یادداشت‌ها، فقط به بعضی حرف‌ها و موارد پرداخته شده است که به‌نظرِ راقمِ این سطور قابلِ طرح و بحث بود. شاید لازم می‌بود سر و صورتِ بهتری به این یادداشت‌ها داده شود، امّا ضرورتی ندیدیم. به‌قولِ ضربُ‌المثلِ معروف: بیله دیگ، بیله چغندر!
ذکرِ یک نکته امّا شاید پُربیراه نباشد: پیش‌بینیِ سقوط و غلتیدن به آغوشِ بویناکِ راستِ واپس‌مانده — متأسفانه — خیلی سریع به‌وقوع پیوست. [ادامه مطلب...]

اظهار نظری پیرامون مقاله «اطاعت کورکورانه»

ویسنده مقاله بحث خوبی را پیش میکشد که در شرایط تاریخی کنونیِ کمونیسم و مارکسیسم، اصولا همهٔ انقلابیون کمونیست نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان به آن میاندیشند: بحث پیدایش سازمانهای بظاهر انقلابی و کمونیست که در درون آنها روابط بر اساس، بقول نویسنده مقاله، «اتوریته پذیری»، «اطاعت کورکورانه» و «تملّق و چاپلوسی» قرار دارد. [ادامه مطلب...]

چند نکته در بارۀ مقالۀ «شعر و سیاست» نوشتۀ مجید نفیسی

«شعرِ سیاسی» برخلاف‌ِ ادعای‌ نویسنده، وقتی به اوج کارایی‌ِ خود می‌رسد که بتواند به «شعار» تبدیل شود، یعنی بیانِ فشرده، هنری و گیرای خواست‌های سیاسی‌ِ مردم در دورانی ویژه. چون وقتی از «سیاست» حرف می‌زنیم، همیشه به دورانِ مشخصی نظر داریم و اگر «شعرِ سیاسی» در دورانی، گیرایی و جذابیّت‌ِ ویژۀ خود را دارد و در دورانی دیگر، چنین به‌نظر نمی‌رسد، درست به‌دلیلِ این است که شعری است «سیاسی»، یعنی برای دورانِ مشخصِ خود ساخته شده است و کسی که می‌خواهد راجع‌به چنین شعری قضاوت کند، باید آن را در محیطِ سیاسی‌ِ زمانِ آن شعر ببیند. [ادامه مطلب...]