{"@context":"http://schema.org","@graph":[{"@type":"WebSite","name":"بیژن هیرمن‌پور","url":"https://bijan.hirmanpour.net/"},{"@type":"Organization","name":"بیژن هیرمن‌پور","url":"https://bijan.hirmanpour.net/"},{"@type":"BreadcrumbList","itemListElement":[{"@type":"ListItem","item":{"@id":"https://bijan.hirmanpour.net/","name":"home"},"position":1},{"@type":"ListItem","item":{"@id":"https://bijan.hirmanpour.net/aboutbijan/fard-abbas/","name":"بیژن هیرمن پور (مرد همه ی فصول) درگذشت"},"position":3}]},{"@type":"Article","author":{"@type":"Person","name":"عباس فرد"},"dateModified":"2018-09-01T00:00:00+01:00","datePublished":"2018-09-01T00:00:00+01:00","description":"بیژن را هم‌چون برادری بزرگ‌تر و خردمند دوست داشتم. او را پس از ۳۵ سال که دوباره دیدم، هم‌چنان همان بیژنی بود که دست در دست هم دور حیاط قزل‌قلعه می‌دویدیم.\nپس از این‌که پرویز بابایی (مهمان عزیزم در اوائل سال ۱۳۸۶) از من خواست که با استفاده از تلفن برای بیژن کتاب بخوانم، از صمیم قلب پذیرفتم و عمو پرویز هم بلافاصله به‌او زنگ زد و پس از سلام واحوالپرسی گفت: بیژن یکی از آشناهای قدیمی می‌خواد با تو حرف بزنه. بیژن که روی گشاده‌ای برای همه‌ی آشنایان و ناآشنایانی داشت که در موضع دولتی و ارتجاعی قرار نداشتند، بدون هرگونه درنگی گفت: گوشی رو بده بهش. هنوز دو دقیقه از گفتگوی تلفنی نگذشته بود که من را نه با نام، بلکه با مشخصاتم شناخت. وقتی اول اسمم را به‌او گفتم، نام و شغل و پرونده‌ام را هم به‌یاد آورد.\n","headline":"بیژن هیرمن‌پور (مرد همه‌ی فصول) درگذشت","image":"https://bijan.hirmanpour.net/img/bijan.jpg","inLanguage":"fa","mainEntityOfPage":"https://bijan.hirmanpour.net/aboutbijan/fard-abbas/","publisher":{"@type":"Organization","logo":{"@type":"ImageObject","height":60,"url":"https://bijan.hirmanpour.net/img/bijan.jpg","width":60},"name":"بیژن هیرمن‌پور"},"wordCount":1401}]}