{"@context":"http://schema.org","@graph":[{"@type":"WebSite","name":"بیژن هیرمن‌پور","url":"https://bijan.hirmanpour.net/"},{"@type":"Organization","name":"بیژن هیرمن‌پور","url":"https://bijan.hirmanpour.net/"},{"@type":"BreadcrumbList","itemListElement":[{"@type":"ListItem","item":{"@id":"https://bijan.hirmanpour.net/","name":"home"},"position":1},{"@type":"ListItem","item":{"@id":"https://bijan.hirmanpour.net/aboutbijan/karimian-rahim/","name":"خاطره رفیق بیژن هیرمن پور را گرامی می داریم"},"position":3}]},{"@type":"Article","author":{"@type":"Person","name":"رحیم کریمیان"},"dateModified":"2018-09-14T00:00:00+01:00","datePublished":"2018-09-14T00:00:00+01:00","description":"آشنائی‌ام با رفیق بیژن از اسفند ماه سال ۱۳۴۹ دربند ۲ زندان قزل قلعه شروع شده بود. هردو نفر عضو سازمان بودیم، هر دو در زیر باز جوئی بودیم و شرایط سخت این دوران اجازه شناخت بیشتر را سلب می‌کرد. من مثل دستگیری اولیّه از سوی اداره آگاهی تهران می‌بایستی نشان می‌دادم که از سیاست چیزی بارم نیست. موضوع بر می‌گردد به ‌ شرکت‌ام در مصادره بانک ونک تهران در مهر ماه ۱۳۴۹. در اثر یک تصادف میمون در هوا خوری زندان قزل قلعه، رفیق کاظم سلاحی به من که در این زمان هم سلول بیژن بودم با اشاره فهماند که بیژن از رفقا است. از آن تاریخ تا روز سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۰ درست روز شهادت رفیق پویان، که از زندان عشرت آباد آزاد شده بودم رفیق بیژن را دیگر ندیدم. پس از دستگیری سوم‌ام که تا سال ۱۳۵۷ بطول انجامید. به سراغ او رفتم.","headline":"خاطره رفیق بیژن هیرمن‌پور را گرامی می‌داریم","image":"https://bijan.hirmanpour.net/img/bijan.jpg","inLanguage":"fa","mainEntityOfPage":"https://bijan.hirmanpour.net/aboutbijan/karimian-rahim/","publisher":{"@type":"Organization","logo":{"@type":"ImageObject","height":60,"url":"https://bijan.hirmanpour.net/img/bijan.jpg","width":60},"name":"بیژن هیرمن‌پور"},"wordCount":3145}]}