چند اظهار نظر در مورد مقاله راه کارگر، چریک سخنگوی بورژوازی

  1. برخورد نیم بند سازمانهای مختلف یا تحلیلهای سطحی از جنگ کومه‌له و حزب دموکرات به کومه له این فرصت را داده است که مبارزه ایدئولوژیک را به عرصه‌ای بکشاند که هر بار تا حدود زیادی پیروز از آن بیرون بیاید.

  2. برخورد راه کارگر در میان این تحلیلها از همه رسواتر و در نتیجه کومه له برای به نقد کشیدن آن مشتاق تر است.

  3. اینکه راه کارگر از روز اول طرف حزب دموکرات را گرفت، حرف درستی است و افشاء این مطلب یک امتیاز بنفع کومه له است.

  4. اینکه راه کارگر در پیشرفت جنگ و عربده جوئیهای حزب دموکرات و هواداری خود از این حزب دچار مشکلاتی شد که ناچار بود با نازک کاریهای تئوریک بنحوی بر آن‌ها سرپوش بگذارد نیز حرف درستی است و نشان دادن آن نیز، اگرچه بنحوی معیوب که بهتر از آن از «مارکسیسم انقلابی» برنمیآید، باز امتیازی است بنفع کومه له.

  5. جائیکه راه کارگر به بررسی یاوه گوئیهای حزب دموکرات درباره «اقلیت» و «اکثریت» میپردازد خود کافیست تا به کومه له فرصت دهد (البته بسبک خودش) به معلمِ درس دموکراسی تبدیل شود.

  6. اینکه راه کارگر به دلیلِ بودن حزب دموکرات در جنبش خلق کرد برای کومه له حدّ تعین میکند و اصطلاح کشدار «تبلیغات خصمانه» (اصطلاحی که با شکلی کم و بیش مشابه در نوشته‌های اخیر سازمان ما هم دیده میشود) را برای تعییین این حدّ بکار میبرد، باز به کومله له فرصت میدهد تا مزخرفات همیشگیش را در مورد پوپولیسم و تجربه خمینی تکرار کند.

  7. خلاصه به یُمن اپورتونیسم سازمانهای مدعی کمونیسم، کومه له توانسته است به یکی از هدفهای خود در موضعگیری نسبت به حزب دموکرات برسد به این معنا که توانسته است لااقل بطور موقت بر بحرانی که با پذیرش قطعی «مارکسیسم انقلابی» و اثبات بی پایگی ادّعاهای تئوری پردازان این «مارکسیسم انقلابی» برای ایجاد یک حزب کمونیست سراسری در جریان واقعیات دو سال گذشته دامنگیر کومه له کرده است، سرپوش بگذارد.

  8. هر تحلیلی که بتواند با تکیه بر شرایط عینی مبارزه در کردستان و بطور کلی در سطح ایران نشان دهد که چه عامل یا عواملی باعث شده است که کومه له با گذاشتن تحلیل بورژوازی روی حزب دموکرات خواهان درگیریهای محلی و پراکنده مسلحانه با حزب دموکرات باشد (و این امر را کومه له حتی در تحلیل خود از هدفهای۶بهمن به مقر حزب دموکرات در اورامان صراحتاً اعلام کرده است) و کدام بن‌بست تئوریک و پراتیک کومه له را به اینجا کشانده است و از سوی دیگر نشان ندهد که چه عامل یا عواملی حزب دموکرات را به خواستن جنگ سراسری و با گذاشتن تحلیل پوپولیستی با کومه له واداشته است (امری که صراحتاً حزب دموکرات در دستور کار خود قرار داده) به‌هیچ‌وجه نمیتواند به ریشه‌یابی این جنگ بپردازد.

  9. تازه این ریشه‌یابی نیز کافی نیست. وقتی ساختمانی در دست حریق است، جستجوی علت ایجاد حریق و توضیح آن به‌هیچ‌وجه دردی از کسانی که در معرض نابودی هستند دوا نمیکند و اغلب این ریشه‌یابی در مقابل نیازهای عملی یعنی رام کردن حریق و نجات حریق زدگان در مرحله دوم اهمیت قرار میگیرد. فعلاً در این جنگ نخستین کاری که باید کرد برقرارق آتش بس است و ما با کومه له ای روبرو هستیم که پیشنهاد آتش بس فوری و بی قید و شرط را میدهد و دموکراتی که برای این آتش بس شرایط بیشرمانه ای تعیین کرده که حتی راه کارگر هم و یا رسواتر از آن «کار تئوریک» هم نمیتواند آنرا توجیه کند. اینجا یک سازمانِ جدّی باید موضع یگیرد. حرفهائی از این قبیل که کارهای کومه له و حرفهای کومه له و تئوریهای کومه له و اهداف کومه له با این حرفش تناقض دارد (رجوع کنید به مقاله آبان ماه خودمان [چفخا]) و یا مانع از دوام آتش بس میشود، حرفهائی است که به بعد از این موضعگیری مربوط می‌شود. مخلوط کردن همه چیز با هم جز فرصت دادن به کومه له برای میدانداری و مبارز طلبی در جریان مبارزه ایدئولوژیک حاصل دیگری ندارد.

  10. میتوان وارد این بجث نشد ولی این واقعیتی است که اگر کومه له واقعاً خواهان آتش بس فوری نبود هیچ دلیلی نداشت که این شعار را بدهد و آنقدر روی آن تبلیغ کند چرا که مسأله بسیار روشن است. سازمانی که بواقع ادامه جنگ را میخواهد خودش را با چنین هشیاری دست بسته در اختیار حریف قرار نمیدهد. اگر کومه له واقعاً خواهان ادامه جنگ بود، دادن چنین شعاری از طرف او دیوانگی صِرف بود چون هر لحظه امکان دارد که حزب دموکرات اعلان پذیرش این شعار را بکند. آنگاه کومه له در چه موقعیتی قرار میگرفت؟