روبسپیر و انقلاب فرانسه

روبسپیر و انقلاب فرانسه
ترجمه و تألیف: بیژن هیرمن‌پور ویرایش: عباس فرد تابلویی ‌که بالای جلد آمده است، مردم پاریس را نشان می‌دهد که دارایی‌ها و نداری‌های خود را باهم تقسیم می‌کنند. تابلوی پایین نیز صحنه‌ی دست‌گیری روبسپیر در محل کمون پاریس است‌که در اثر تیراندازی زخمی می‌شود. این روایت نیز وجود دارد که روبسپیر به‌هنگام دست‌گیری اقدام به‌خودکشی ناموفق کرد. به‌هرروی، سنت انقلابیون فرانسه این بود که زنده به‌دست دشمن نیفتند. [ادامه مطلب...]

تاریخ کمون پاریس ۱۸۷۱ (نوشته لیساگاره)

تاریخ کمون پاریس ۱۸۷۱ (نوشته لیساگاره)
چاپ دوم «تاریخ کمون پاریس ۱۸۷۱» را لیساگاره در سال ۱۸۹۶ به‌زبان فرانسه منتشر کرد و یک فصل دیگر هم به ۳۶ فصل آن اضافه نمود. این فصل سی‌وهفتم بیش‌تر درباره‌ی تحولاتی است‌ که به‌مسئله عفوعمومی تبعیدیان و زندانی‌های کمون و هم‌چنین موضع‌گیری‌های درونیِ هیئت حاکمه‌ی فرانسه می‌پردازد. اما ترجمه‌ی حاضر از روی چاپ انگلیسی ۱۸۷۶ صورت گرفته است. [ادامه مطلب...]

خود کشی طبقاتی آمیلکار کابرال و سوسیالیسم انقلابی (نوشته تام مایزنهلدر)

خود کشی طبقاتی آمیلکار کابرال و سوسیالیسم انقلابی (نوشته تام مایزنهلدر)
سوسیالیستهای انقلابی امروزه مشکل ترین دورانها را از سر میگذرانند. سقوط سریع و فروپاشی اتحاد شوروی، شکست انتخاباتی ساندینیستها، انبوه مشکلات کوبا، افول مارکسیسم لنینیسم در افریقا، همه و همه، مفاهیم بنیادی و استراتژیها را بطور جدی زیر سوال برده اند و این در دورانی است که در آن بظاهر سرمایه داری جهانی تقریبا بلا منازع بر سراسر گیتی حکمفرماست. اگر قرار باشد سوسیالیسم انقلابی احیاء گردد بازبینی حقایق پذیرفته شده در خصوص انقلاب و سوسیالیسم ضروری است و سوالاتی جدی باید مطرح شوند. چرا این همه انقلابهای عقیم به نوعی فرمانروائیِ نخبگان منجر شده اند ؟ بیشتر پاسخها به این سوال تاکنون بدرستی بر شرایط ناشی از احیاء سرمایه داری تکیه داشته اند. ولی بررسی تحولات درونی انقلابات سوسیالیستی نیز حائز اهمیت است. [ادامه مطلب...]

ناسیونالیسم و سیاستهای مترقی در هندوستان (نوشته راندهیر سینگ)

ناسیونالیسم و سیاستهای مترقی در هندوستان (نوشته راندهیر سینگ)
از لحاظ تاریخی، ناسیونالیسم بخودی خود مترقی یا ارتجاعی، غیر مذهبی یا مذهبی، دموکراتیک یا استبدادی و یا چیز دیگری که در مقولات سادهٔ بهتر یا بد‌تر بگنجد نیست، بلکه کاملاً به خصلت ویژه، برنامه و رهبری و بالاتر از همه به اوضاع و احوال‌ِ تاریخی‌ِ مشخص (کنکره) بستگی دارد. ناسیونالیسم در هندوستان قبل از ۱۹۴۷ واقعاً مترقّی بود ولی اگر تحت رهبری‌ِ طبقاتی متفاوت و پیشرفته‌تر دیگری قرار داشت میتوانست رادیکال و حتی انقلابی باشد زیرا هدف خود را حلّ تضادّهای ساختاری‌ِ اساسی‌ِ ناشی از امپریالیسم قرار میداد که حلّ آنها بخودی خود میتوانست راه را برای خلق هندوستان در مبارزه مستمرّ‌ِ وی برای آینده‌ای بهتر روشن نماید. [ادامه مطلب...]

نظم نوین سرمایه داری: جهانی اما بی‌رهبر؟

در تاریخ اقتصاد سیاسی عادت بر این است که سرمایه داری را به مثابه نظامی در نظر آورند که مدام در جریان هرچه بین المللی‌تر شدن، و یا به عبارت گویاتر، هر چه جهانی‌تر شدن است. بویژه مارکس سرمایه داری را واجد گرایشی مستمر به گسترش بی‌حدّ و تبدیل شدن به نخستین نظام اقتصادی جهانشمول میدید. همین جنبه سرمایه داری در نظر بسیاری از سوسیالیستهای آغاز قرن نشانه این بود که نظام برای انقلاب رسیده و پخته است زیرا از لحاظ نظری در آنزمان سوسیالیسم تقریبا تنها بصورت بین المللی قابل تصور بود. امروزه باز این عقیده کاملا رایج شده است که سرمایه داری در این اواخر و بویژه بطور ناگهانی بسیار جهانی‌تر شده است. لیكن در عصری که سوسیالیسم – اگر بطور کلی بتوان آنرا قابل تصور دانست – بیش از همیشه در قالب ملی خود متصور است جهانی شدن قبل از آنکه نشانه احتضار نظام سرمایه داری باشد از دشواری کنترل و دگرگونی آن مایه میگیرد [ادامه مطلب...]